صائن الدين على بن تركه

94

عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )

چو واجبست به هر كشتنت مرا شكرى * هزار شكر كه چشمت هزار بارم كشت و تارة صدمات طلايع سكر ، قهرمان « صبر » و اجناد آداب اوراد را منهزم گردانيده به صنوف شطحيّات و انواع افتخاريّات ، تاج مفاخرت بر سر مباهات مىنهاد و در پايهء تبجّح به پاى دعوى مىاستاد « 1 » كه « 2 » : ولى نفس حرّ لو بذلت لها على * تسلّيك ما فوق المنى ما تسلّت فلو أبعدت بالصّد و الهجر و القلى * و قطع الرّجا عن خلّتي ما تخلّت * * مرا ز دولت عشق تو همّتيست بلند * كه سر به پايهء وصلت فرونمىآرد * * خواهى به فراق كوش و خواهى به وصال * من فارغم از هر دو مرا عشق تو بس و هر چند ملهم وقت به حكم « 3 » إذا دعاك إلينا « 4 » الشّوق و الطّرب * بادر فما كلّ وقت ينجح « 5 » الطّلب او را ازين غلبات « 6 » غفلات [ 485 الف ] تنبيه كرده به عرض قضيّهء اخلاص و اقتصار بر انهاى تصفيهء مشارب آن ، از خاشاك شوايب خارجى تلقين مىكرد ، يعنى « 7 » هرگه كه پيش دوست مجال سخن بود * رمزى ازين « 8 » درافكن و گشتى خموش باز عاشق بيچاره به تمهيد مقدّمات آن قيام نموده - اغتناما لفرصة الإصغاء - به قسميّات مغلّظه ، تطويل اذناب خطاب مىكرد ؛ « 9 »

--> ( 1 ) . G : مىايستاد ( 2 ) . F : + بيت ؛ G , H و J : + شعر ( 3 ) . F : + بيت ؛ G و H : + شعر ( 4 ) . در اصل ندارد ؛ مطابق B , C , D , F و H و به تناسب وزن شعر و معنى افزوده شد . ( 5 ) . در اصل : ينجح ( 6 ) . F ندارد . ( 7 ) . F و J : + بيت ؛ G : + فرد ؛ H : + شعر ( 8 ) . D , H و J : رمزى سبك ( 9 ) . F : + بيت ؛ H و J : + شعر .